خدایا به حق این شب های عزیز روح همه اموات رو شاد کن و به بازماندگان صبر عطا کن،،امان از دل زینب
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
سلام.در مراسم تعزیه حضرت علی اکبر برای شادی روح داداش مرحومت دعا میکنم.السلام علیک یا اباعبدالله حسین.این آخرین پست منه به بزرگی مقام این حضرت از خدا خواستارم که شرایط روحی تو هم خوب بشه.
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
حال آدمی رو دارم که یه چیز رو گم کرده و دیگه امیدی به پیدا کردنش نداره.داغون داغونم،،کاش این اتفاقا همش یه کابوس باشه.همش خبرای بد،همش استرس،کجای این زندگی قشنگه؟؟
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
دم به دم تصورت میکنم توی این بادهای پاییزی.آبان رو از هر ماهی بیشتر دوست دارم و پاییز رو.دلتنگتم اونقدر که حاضرم هر چی بدم و لحظه ای صدا تو بازم بشنوم.راستی با سرچ اسم مستعار من که اسم وبلاگ هم هست همه ی دوستان و کسایی که منو میشناسن این وبلاگ رو می بینن اما خیالی نیست بذار همه بدونن من دیوونه تو هستم.دوست دارم و دوست دارم
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
وای عزیزم سلام.نمیدونی چقدر خوشحالم که بعد از دو ماه اومدی وبلاگ.من به معنای کلمه دلواپس بودم اما نمی گفتم .عزیزدلم قوی باش تو رو جون هر دوتامون.نگار مهربونمو از تو میخوام.باید زودتر خوب بشی.تو مال منی،،من دلتنگ یه کلمه حرف زدنم باهات.روزای خوبمونو تکرار کن
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
چشمانم را میبندم
در رویاهام غرق تو میشوم
و این تنها جایی است
که هنوز از آن نرفته ای...
پریسا_فراهانی
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20
کمکم کن نگارم.من از نبود تو داغونم.چیزی از حال تو کم ندارم.شاید ازم ناامیدی و فکر میکنی درکت نمیکنم.من نمیتونم تحمل کنم که دیگه منو همدم خودت نمیدونی.کمکم کن
برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:20